/ 35 نظر / 51 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فائزه

نیوشا جان ممنون از اطلاعاتی که دادی ولی من هنوزم درگیرم و خیلی سوال تو ذهنم دارم اگه وقت داشتی nothing.1985 این آی دی من تو یاهو هست اددم کن تا یه کم در موردش بحرفیم ممنون گلم

زهرا

هنوز گیجم ...دلم یه جوری شده بعد از دیدن اخرین قسمت ...زمانی که جک فهمید مرده کلی گریه کردم ...ولی هنوز گیجم ...نمیدونم بالاخره اینا مردن یا زنده ؟اخه جک و بن و هارلی که هنوز تو جزیره موندن ...جک که زنده بود .آجیرا رفت .یعنی این دو زندگی موازی به هم متصل شده ؟؟؟مغزم هنگ کرده ...کمک !

زهرا

یعنی جزیره برزخ همه ادمای جزیره بود ؟یعنی همه اونجا روح بودن ؟ مگه روح زخمی میشه یا بچه میزاید ؟ روح باید جسم داشته باشه تا زخمی بشه ...؟؟؟اون نور چی بود ؟ساخته ذهن نویسنده بود ؟

حالا

بابا چرا همه گیج زدید جزیره واقعی بود و دنیای اصلی بود اون دنیای موازی که سرنوشت ها در اون فرق میکرد برزخ بود بابای جک هم که گفت این جا همه مردند بعضی ها قبل از تو مردند ( مثل چارلی و لاک و شانون و ... ) بعضی ها هم بعد از تو مردند ( مثل سایر و کیت و هیوگو و .. ) دنیای موازی همون برزخ بود و اون ها منتظر بودند تا به دنیای ابدی بروند یا به اصطلاح خودشون Move On کنند

شهرام

من فقط جواب یکی از نویسندگان وبت را میدهم -نیوشا جان جریان اکو در سریال و نبودنش در کلیسا به این مربوط میشد که اصلا سازندگان نمیخواستند ان را سریع بکشند و تا فصل اخر میخواستند نگهش دارند ولی بنا به نظر خود بازیگر که اب و هوا هاوایی بهش نساخته بود او را به دست قاتل حرفه ای جزیره یعنی دود سیاه دادند که راحت شود از دست هوای هاوایی

شهرام

من فقط جواب یکی از نویسندگان وبت را میدهم -نیوشا جان جریان اکو در سریال و نبودنش در کلیسا به این مربوط میشد که اصلا سازندگان نمیخواستند ان را سریع بکشند و تا فصل اخر میخواستند نگهش دارند ولی بنا به نظر خود بازیگر که اب و هوا هاوایی بهش نساخته بود او را به دست قاتل حرفه ای جزیره یعنی دود سیاه دادند که راحت شود از دست هوای هاوایی

محمد غفوری

Lost-The Bigining & The End تصویر خیلی زیبایی هست مرسی از این خلاقیت دستت درد نکنه نگام که به این عکس افتاد مثل خود لاستیها تمام سریال جلو چشام فلش زد

محمد غفوری

لاست رویایی بود که آدم تو خوابم نمی بینه خداحافظ دنیایی دیگر

فرید احساس

باشنده استان فراه کشور افغانستان هستم در زیبایی لاست هیچ شکی نیست. طوریکه به گفته یکی از دوستان میشه باهاش زندگی کرد؛ و من هفت ماه کامل هست که عملا دارم باهاش زندگی می کنم؛ و شاید باور نکنید که کم کم دارم نگران وضعیتم میشم. چون در خواب و بیداری با صحنه ها و آدم های این سریال، بخصوص جزیره و اسرارش درگیرم. شاید بیش از ده مرتبه دیده اش باشم. اما بازهم روزی نیست که اقلا یک ساعت را با لاست نگذرانم. بهرحال؛ در پهلوی تمام خوبی و ناز بودن ها، مسایلی هست که لازم به عرض میدانم: 1- اگر شما بیننده، ماتریالیست یا اقلا مادیگرا تر هستید، لازم نیست از فصل چهار به بعدش را ببینید. چون اتفاقات و حادثات سریال در دو فصل آخری با هیچ معیار علمی و عقلی قابل سنجش نیست. توصیه من برای مادی ترها اینکه که بعد از فصل چهار، فرضا با خودشون فکر کنند که گمشدگان جزیره مثلا به همت ماهواره ای، کشتی ای و یا هواپیمایی، مثلا نجات یافتند. 2- اما اگر خیلی خیلی مادی نیستید، کل فصل ها به دیدنشون می ارزند، گرچه بعلاوه سؤالات دوستان، ملاحظات دیگری نیز وجود دارد که یا من نفهمیده ام یا سازندگان متوجهش نشده اند.

امیررضا

خیلی خوب بود