فصل ششم، قسمت 11
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٠  

Happily Ever After

Original US Airdate: 08 April 2010

 

خلاصه این قسمت:

سال 2007 جزیره: دزموند بعد از سه‌روز به هوش می‌آید و زوئی خود را به او معرفی می‌کند اما دزموند نام پنی را به زبان می‌آورد. چارلز ویدمور به دزموند یادآوری می‌کند که در اسکله بن به او شلیک کرده و پنی و بچه هردو خوب هستند. وقتی دزموند می‌فهمد که ویدمور دوباره او را به جزیره آورده است با ویدمور درگیر می‌شود. از طرفی افراد ویدمور مشغول آزمایش دستگاه‌های زمان دارما در ایستگاه هیدرا بودند. به دستور ویدمور دزموند را در اتاقکی قرار دادند و دستگاه‌ها را روشن کردند. ویدمور برای جین که همراه آنها بود توضیح داد که دزموند تنها کسی است که می‌توانند این آزمایش مغناطیسی را روی او انجام دهند و اگر جواب ندهد همگی می‌میرند.

 

سال 2004 (LAX): دزموند که از مسافران پرواز اوشئنیک بوده، در فرودگاه در قسمت بار کلیر را می‌بیند و از او راجع به جنسیت بچه سؤال می‌کند. موقع خداحافظی به کلیر می‌گوید بچه حتما پسر است. راننده‌ای که دنبال دزموند آمده او را به دفتر چارلز ویدمور می‌برد و ویدمور از دیدن دزموند خوشحال می‌شود. او از دزموند می‌خواهد که نوازنده‌ی گیتار باس گروه درایو شفت را که به دلیل مصرف بیش‌اندازه مواد مخدر دستگیر شده، همراه خود به مهمانی که همسرش الوئیز ترتیب داده ببرد تا دانیل پسرش بتواند تلفیقی از موسیقی کلاسیک و راک را ارائه دهد. این نوازنده کسی نیست جز چارلی. دزموند به دنبال چارلی می‌رود اما چارلی پس از تعریف توهمی که بعد از مصرف مواد مخدر برایش روی داده بود،  فرمان ماشین را می‌چرخاند و ماشین به درون اقیانوس می‌افتد. دزموند خود را نجات می‌دهد و وقتی که می‌خواهد چارلی را نجات دهد، صحنه غرق شدن چارلی در کشتی و کف دست او که نام پنی بر آن بود را می‌بیند. در بیمارستان دکتر از دزموند می‌خواهد که ام آر آی شود، اما دزموند وقتی در حین ام آر آی صحنه‌هایی از زمانی که با پنی بوده را می‌بیند و دکمه خروج از دستگاه را می‌زند. دزموند پس از این‌که نمی‌تواند چارلی را متقاعد کند که به جشن برود برای توضیح به سراغ همسر ویدمور می‌رود. در برگشت، نام پنی را میان فهرست مدعوین می‌شنود ولی الوئیز به او می‌گوید که هنوز آمادگی لازم را ندارد و این موضوع را پیگیری نکند. در دزموند مستأصل به لیموزین برمی‌گردد اما دانیل به پنجره می‌زند و از او می‌خواهد که با او صحبت کند. دانیل که تجربه مشابه چارلی و دزموند را داشته به دزموند می‌گوید که با این‌که یک موسیق‌دان است، در دفترچه سیاهش فرمول‌های مربوط به فیزیک کوانتوم را یادداشت کرده و از دزموند می‌پرسد شاید این زندگی همانی نباشد که آنها باید داشته‌ باشند و در زندگی دیگری به دلیلی آن‌ها آن را تغییر داده‌اند. همچنین به دزموند می‌گوید که پنی خواهرناتنی اوست و آدرس او را می‌دهد. دزموند پنی را در استادیم پیدا می‌کند اما پس از این‌که خود را معرفی می‌کند از هوش می‌رود.

 

سال 2007 جزیره: بعد از آزمایش، افراد ویدمور به سراغ دزموند می‌روند و او را زنده پیدا می‌کنند. دزموند با ویدمور خوب صحبت می‌کند و برای همکاری اعلام آمادگی می‌کند. اما در جنگل سعید جلوی آنها را می‌گیرد و از دزموند می‌خواهد که همراه او برود و دزموند با خوشرویی قبول می‌کند.

 

حرف‌های ما:

-          این قسمت یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های این فصل بود و اشاره‌ی مستقیمی به «دنیاهای موازی» که از ابتدای این فصل با آن روبرو بودیم داشت.

-          هر صحنه این قسمت یادآور یکی از قسمت‌های فصل‌های قبل بود. پنی به‌جای جک در استادیوم ورزش می‌کرد، چارلی در ماشین در بسته درحال غرق شدن بود، دیدار دزموند و الوئیز پیش از مهمانی مانند دیدارشان در جواهرفروشی بود و دیدار دزموند و چارلز ویدمور در دفتر کار ویدمور.

-          آیا این قسمت به تئوری معروف " عشق در نگاه اول" پاسخ داد؟ اگر «دنیاهای موازی» وجود داشته باشد، پس دیگر نمی‌توان این تئوری را سطحی دانست.

-          آزمایشی که ویدمور بر روی دزموند کرد به این دلیل بود که مطمئن شود امواج الکترو مغناطیس بر او تأثیر می‌گذارند یا نه. آیا ویدمور فکر می‌کند که دودسیاه، همان امواج الکترومغناطیس طبیعی است؟

-          در این قسمت الوئیز به دزموند گفت که او زندگی کامل خود را دارد و به چیزی که می‌خواسته رسیده (احترامی که ویمور برای او قائل بود) آیا زمان LAX یعنی زندگی که همه به چیزی که آرزوی آن را داشتند رسیده‌اند؟ مثلا دانیل که از بچگی می‌خواست موسیقی‌دان شود و مادرش از او یک فیزیکدان ساخته بود؛   

 امتیاز ما: 5 از 5


کلمات کلیدی: فصل ششم ،کلمات کلیدی: دزموند ،کلمات کلیدی: دنیاهای موازی ،کلمات کلیدی: season 6