فصل چهارم، قسمت 10
ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٧  

Something Nice Back Home
Writer: Adam Horowits, Edward Kitsis
Director: Stephen Wiliams
Original US Airdate: 1 May 2008

خلاصه این قسمت:
این قسمت با نمایی درشت از چشم چپ جک شروع می‌شود . «جولیت»، «جک» را بیدار می‌کند تا مشکل ایجاد شده را حل کند. مشکل این است که کشتی دیگر جواب علایم ارسال شده توسط مورس را نمی‌دهد و این باعث جر و بحث بین افراد و «دانیل و شارلوت» شده است. وضعیت بدنی «جک» خوب نیست و این‌طور ب‌نظر می‌رسد که او مریض شده است.نمای بعدی یک نمای آینده است و بنظر می‌آید که «جک» تصمیم خود را مبنی بر عدم دیدن «آرون» عوض کرده و هم اکنون به هراه «کیت» و «آرون» در یک خانه زندگی می‌کنند .«سایر» به‌همراه «کلیر» , «آرون» و «مایلز» در راه ساحل هستند که «مایلز» با همان حس خاص خود که امکان ارتباط برقرارکردن با ارواح و مردگان را به او می‌دهد اجساد نیمه دفن شده «کارل» و «دانیل» را پیدا می‌کند.
در ساحل بعد از معاینه «جک» توسط «جولیت» معلوم می‌شود که مشکل «جک» مشکل آپاندیس است و هرچه زودتر باید عمل جراحی صورت بگیرد و «جولیت» تصمیم می گیرد تا دست به‌کار شود.
در زمان  آینده جک هنوز پدرش را در عالم واقعی می‌بیند. به او اطلاع می‌دهند که هوگو دچار مشکل شده است و او به ملاقات او می‌رود . هوگو فکر می‌کند که آنها مرده‌اند و در دنیای دیگری زندگی می‌کنند. هوگو از ملاقات خود و چارلی می‌گوید و اتفاقی که خواهد افتاد.جک از کیت خواستگاری کرده و کیت نیز قبول می‌کند‌. اما در ابتدای همین زندگی جک با تلفن‌های مشکوک کیت روبرو می‌شود. تا این‌که قضیه را از کیت جویا می‌شود ولی کیت انکار می‌کند و از جک می‌خواهد تا این قضیه را رها کند اما معلوم می‌شود هرچه هست به «سایر» مربوط است.
جک توسط جولیت عمل جراحی می‌شود. کلیر در راه بازگشت به ساحل ناپدید می‌شود و تنها مایلز هست که دیده است کلیر کسی را با نام پدر صدا کرده و دنبال او رفته است و آرون را در کنار آنها جا گذاشته است. مایلز و سایر بچه به بغل راه ساحل را پیش می‌گیرند.

حرف‌های ما: در اپیزود قبلی معلوم شد که «جک» حال جسمی‌اش خوب نیست. «جولیت» تشخیص داد که آپاندیس او دچار مشکل شده. آیا انکار اولیه «جک» باز هم به خصوصیت رهبریش برمی‌گشت و این‌که می‌خواست دیگران نگران نشوند؟این‌که «جک»، جراح متبحر، می‌خواست موقع عمل هوشیار باشه و از توی آیینه پروسه جراحی رو ببینه کاملا طبیعی بود. مخصوصا که «جولیت» مهارتی سر عمل‌های قبلی در جزیره از خودش نشان نداده بود. اما این‌بار خیلی ماهرانه و با اعتماد به نفس جلو رفت.اعتراف «جولیت» در مقابل «کیت» در حالی که می‌دونست «جک» به هوش اومده، خیلی تأثیرگذار بود. «جک» خلاصه انتخابشو کرد.معلوم نیست چرا «کیت» همیشه یک ماجرایی برای پنهان کردن داره. آیا قولی که به «سایر» داده در مورد دخترش بوده؟ «کیت» قبل از سقوط هواپیما «کسیدی» را دیده بود، آیا تلفنی داشت با اون صحبت می‌کرد؟ «کیت»!! مگه به آرزوت نرسیدی، چرا به «جک» دروغ می‌گی؟با حرف‌های «کیت» و «جک» مشخص شد که «سایر» در جزیره مونده، یک‌بار دیگر هم وقتی «سایر» انتخاب کرد که با گروه «جان لاک» بره، به «کیت» گفت که بیرون از جزیره چیزی در انتظارش نیست.
این شش نفر چطور نجات پیدا کردند؟ با کشتی «ویدمور»؟ چرا «جک» گفت که جان «کیت» را نجات داده؟ نفر ششم کیه؟ «آرون»؟ یا یک نفر دیگه هم هست؟ این‌که «کلیر» چرا پدرش رو دید و بعد چه بلایی سرش اومد هنوز مبهمه. نکنه این‌ها همه روح هستن؟عقیده «هوگو» هم همین بود ولی «جک» هنوز قبول نکرده. چرا «چارلی» پیغام داده که «جک» نباید بچه رو بزرگ کنه؟ «جک» دایی ناتنی «آرون» به حساب می‌آد و منظور هوگو از این‌که یه نفر قراره باید و جک رو ببینه کی هستش آیا منظورش پدر جکه یا  ...
این قسمت بدون خبر جدیدی از«سعید»، «بن» و «جان لاک» پایان یافت.
البته خوشبختانه قیافه نحس «مایکل» رو هم ندیدیم که جای بسی شکر داره.


امتیاز ما:
 3 از 5


کلمات کلیدی: فصل چهارم ،کلمات کلیدی: قسمت 10