فصل پنجم، قسمت 9
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢  

Namaste

Original US Airdate: 18 March 2009

 

خلاصه این قسمت:

قسمت نهم فصل پنجم بعد از یک هفته وقفه پخش شد. آخرین صحنه‌ی قسمت قبل جایی بود که جک، کیت و هرلی پس از سه‌سال با سایر مواجه شدند و دوستداران این سریال منتظر مکالمه‌‌ای که بین آن‌ها مخصوصا کیت و سایر رد و بدل می‌شد بودند.

سایر برای آن‌ها توضیح داد که زمان جزیره به سی‌سال قبل بازگشته و به دنبال راهی برای وارد کردن  آن سه نفر به پروژه دارما بود. جولیت خبر داد که عصر همان روز یک زیردریایی به جزیره می‌‌رسد و سایر با کمک جولیت نام این سه نفر را در لیست تازه وارد‌ها قرار داد. اما جین پس از شنیدن خبر آمدن سان به دنبال پیدا کردن رد هواپیما به یکی از ایستگاه‌ها رفت که مسؤول آن مردی بود به‌نام رادزینسکی که قبلا در فصل دوم سریال هم او را دیده بودیم. او در حال درست کردن ماکتی بود. در نزدیکی همان ایستگاه جین سعید را که در حال فرار بود دید و به خاطر رادزینسکی مجبور شد که او را زندانی کند و از سایر کمک بخواهد.

درقسمت قبل پسر امی و هوراس با کمک جولیت به دنیا آمد، در این قسمت مشخص شد که او کسی نیست جز «ایتن». افراد پروژه دارما جک را به عنوان کارگر انتخاب کردند و او بعد از دیدن این عنوان روی لباس خود جا خورد. همان شب جک برای پیگیری وضعیت سعید به خانه سایر رفت و وقتی جولیت در را باز کرد متعجب شد.

قبل از سقوط هواپیمای اجیرا کمک خلبان به لاپیدس خبر داد که هرلی یکی از بازماندگان پرواز اوشئنیک است. در همین حال هواپیما دچار تکان‌های شدید شد و بعد از مدتی بالای جزیره بود و لاپیدس سعی می‌کرد که آن را روی زمینی بدون درخت و مشابه باند فرودگاه بنشاند. بعد از سقوط هرلی، جک، کیت و سعید در هواپیما نبودند اما سان و بن مانده بودند. سان به دنبال بن برای پیدا کردن جین به‌راه افتاد. در میان راه لاپیدس سعی کرد که او را منصرف کند اما سان بعد از رسیدن به قایق با پارو به سر بن کوبید و با لاپیدس به بخش اصلی جزیره رفتند. پس از عبور از اسکله به کلبه‌های متروکی رسیدند که به نظر می‌رسید کسی در آنها زندگی نمی‌کند اما چراغ یکی از آن‌ها روشن شد و پدر جک از آن بیرون آمد و در پاسخ سان که از جین سؤال می‌کرد گفت که او در کنار دوستانش است و قاب عکسی کهنه را از روی دیوار برداشت و به او نشان داد که عکس هرلی، کیت و جک همراه سایر تازه واردین به پروژه دارما بود. پس سان مثل بقیه به گذشته نرفته بود.

 

حرف‌های ما:

این قسمت بیشتر از قسمت قبل به جابه‌جایی نقش سایر و جک می‌پرداخت. جک که از ابتدا نقش رهبر و در عین حال دکتر را ایفا می‌کرد حالا ناچار باید مطابق تصمیم‌های سایر عمل کند و در حالی که سایر سرپرست امنیت پروژه دارماست، به عنوان کارگر در آن پروژه کار کند. جک بیچاره !!

صحنه جالب دیگر این قسمت، بن نوجوان بود که برای سعید ساندویچ آورد. آیا بن نوجوان بعدها به سعید برای آزاد شدن کمک می‌کند؟

چرا سان، جان و بن در سال 2007 ماندند اما جک و کیت و هرلی به 1977 رفتند؟ آیا بن نمی‌تواند به گذشته بازگردد چون یک‌بار در آن جزیره زندگی کرده؟

وقتی کریسشن، پدر جم با سان حرف می‌زد سایه زنی دیده می‌شد، آیا او کلر بود؟ به نظر می‌رسد که کیت باید با جولیت کار کند. آیا جولیت نگران عشق سایر به کیت هست؟ چرا جک هیچ حرفی نمی‌زند؟

تنها بخش خوب این قسمت، صحبت کردن سایر با جک بود به خصوص نقل قولی که از چرچیل کرد !!

 

امتیاز ما: 3 از 5


کلمات کلیدی: فصل پنجم ،کلمات کلیدی: season 5 ،کلمات کلیدی: قسمت 9 ،کلمات کلیدی: سایر