فصل پنجم، قسمت هفتم
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٠  


The Life and Death of Jeremy Bentham

Original US Airdate: 25 February 2009

خلاصه این قسمت:

این قسمت از زمان نامعلومی بعد از سقوط پرواز 316 آجیرا در جزیره‌ای که ایستگاهی به نام هیدرا در آن واقع شده است شروع می شود . سزار – یکی از کسانی که در پرواز بود – مشغول گشتن در اتاقی در استگاه هیدرا مدارکی  پیدا می‌کند به‌همراه یک شات گان که لانا از راه می‌رسد – همان مأموری که سعید را همراهی می‌کرد -  سزار اسلحه را در کیف خود مخفی می‌کند و لانا می‌گوید که در میان افراد مردی پیدا شده که هیچ کس او را در پرواز ندیده است – جان لاک - . لاک به لانا می‌گوید که آخرین چیزی که به‌یاد می آورد لحظه جان دادنش است.

به گذشته می‌رویم :

جان پس از حرکت دادن چرخ دنده در جزیره از هوش می‌رود و وقتی به‌هوش می‌آید خود را در صحرایی در تونس می‌یابد ولی به‌علت شکستگی پایش که بر اثر سقوط در چاه برایش اتفاق افتاد قادر به حرکت نیست. در حقیقت آنجا محل خروج از جزیره است. لاک متوجه می‌شود که دوربین مداربسته‌ای در آنجا او را می‌بیند بنابراین رو به دوربین کمک می‌خواهد تا اینکه بعد از مدتی عده‌ای به‌همراه یک وانت به‌سراغ او آمده و او را به جایی می‌برند که پایش مورد درمان قرار می‌گیرد . لاک در آنجا چارلز ویدمور را ملاقات می‌کند که در مورد بن و این‌که او چارلز را به فریب و خدعه مجبور کرده از جزیره برود حرف‌هایی می‌زند . ویدمور به لاک می‌گوید که او را کمک خواهد کرد تا 6 نفر باقی‌مانده پرواز اوشئانیک را برای بازگشت به جزیره جمع نماید. او برای لاک یک پاسپورت کانادایی به نام «جرمی بنتام» تهیه کرده و مرد سیاهپوستی را به نام آبادن – که در فصل‌های گذشته او را دیده بودیم – به عنوان همراه و راننده لاک در اختیار او قرار می‌دهد.

لاک با سعید و هرلی و کیت در مورد بازگشت به جزیره صحبت می‌کند ولی آن‌ها همگی درخواست او را رد می‌کنند. لاک حتی به دیدن والت – پسر مایکل – که بسیار بزرگ شده است می‌رود ولی در مورد بازگشت به جزیره چیزی به او نمی‌گوید. ملاقات با کیت باعث می‌شود که لاک به یاد دوست دختر سابقش هلن بیفتد ولی وقتی به‌دنبال او می‌رود می‌فهمد که او مرده است. او بر سر مزار هلن می‌رود که موقع سوار شدن به ماشین آبادن توسط گلوله کشته شده و لاک همراه ماشین قصد فرار می‌کند که تصادف می‌کند. وقتی لاک به هوش می‌آید خود را در بیمارستانی می‌یابد که جک در آن کار می‌کند . لاک و جک در مورد جزیره بحث می‌کنند و لاک به جک می‌گوید که پدرش کریستین به او سلام رسانده است ولی جک این حرف‌ها را ظاهرا باور ندارد. لاک پس از مرخص شدن از بیمارستان به هتل می‌رود و می‌خواهد که خود را به دار بیاویزد که بن از راه رسیده و مانع او می‌شود. بن اعتراف می‌کند که او آبادن را به خاطر حفاظت از لاک به قتل رسانده است. بن در باره بازگرداندن همه افراد به جزیره با لاک صحبت می‌کند ولی لاک از رد پیشنهادش توسط آنها می‌گوید و این‌که به جین قول داده است که سان را به جزیره باز نگرداند و خاطر نشان می‌کند که راه بازگشت به جزیره از طریق کسی به نام الوئیس است.

بن بعد از شنیدن حرف‌های لاک او را با همان سیمی که لاک قصد داشت با آن خود را حلق آویز کند خفه کرده و صحنه را طوری درست می‌کند که همه چیز مانند خودکشی جلوه کند.

در آخر دوباره به جزیره و به زمان بعد از سقوط پرواز آجیرا بر می گردیم، در حالی‌که لاک، بن را در حالت نیمه بی‌هوشی در میان آسیب‌دیدگان باقی‌مانده از پرواز می‌بیند.

حرف‌های ما:

-          بعد از مدت‌ها دیدن یک اپیزود کامل در مورد «جان لاک» و ایمان او به سرنوشت خیلی خوب بود. هرچند که او در انتهای این قسمت ناامید به‌نظر می‌رسید.

-          جان لاک پس از خروج از جزیره در بیابانی در «تونس» بود یعنی همان‌جایی که وقتی بن از جزیره خارج شد افتاده بود. آیا تونس مطابق نظر ویدمور راه خروجی جزیره بود؟ چرا؟

-          آیا آسیب پای لاک برایش یک نشانه است و لاک فقط در جزیره پاهایش سالم است؟

-          کیت در برخورد با لاک به عشق اشاره کرد. منظورش عشق خودش به جک یا آرون بود که مانع از رفتن به جزیره می‌شد؟ یا عشقش به سایر که از نظر کیت مرده است؟

-          در قسمت‌های قبل تأکید بر این بود که باید شش نفری که از جزیره خارج شده‌اند بازگردند. اما هیچ‌وقت صحبتی از «والت» نبود. اما در این قسمت لاک به سراغ او هم رفت. خوابی که والت در مورد لاک دیده بود به معنی این است که او هم در زمان سفر می‌کند؟

-          نام راننده‌ی جان لاک که از قبل هم او را می‌شناختیم Abaddon بود. این کلمه عبری است و به معنی «مکان تباهی» یا «قلمرو مرگ» است. برخی معتقدند که او «فرشته مرگ» است.

-          چرا بن ابتدا لاک را از خودکشی منصرف کرد، اما با شنیدن نام «الوئیس هاکینگ» او را کشت؟ آیا لاک حالا رقیبی برای بن محسوب می‌شود؟ پس چرا او را با خود به جزیره برد؟ آیا لاک نباید خودکشی می‌کرد و باید کشته می‌شد؟

هر چه جلوتر می‌رویم شخصیت افرادی مثل ویدمور و بن پیچیده‌تر، جالب‌تر و اسرارآمیزتر می‌شوند. به‌طوری‌که نمی‌دانیم حرف چه کسی درست است، حتی این شخصیت‌ها گاهی مثبت و گاهی منفی جلوه می کنند.

غیب شدن هرلی، جک و کیت در هنگام سقوط و این‌که چرا این اتفاق برای سان و لاپیدس نیفتاده است و این‌که سعید کجا غیب شده است هم از سؤالات جدیدی است که در این قسمت مطرح شد.

این‌که آیا سزار از افراد ویدمور است؟

و یک سؤال بزرگ که چطور زمانی‌ که در هر حال به جلو حرکت می‌کند برای جک و بقیه چیزی در حدود 3 سال و برای لاک و همراهانش حدود 4 روز بوده است؟

امتیاز ما: 4 از 5


کلمات کلیدی: فصل پنجم ،کلمات کلیدی: season 5 ،کلمات کلیدی: قسمت 7 ،کلمات کلیدی: lost