فصل پنجم، قسمت سوم
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱۳  


Jughead

Original US Airdate: 28 Jan 2009

خلاصه این قسمت:

این قسمت از جایی شروع می‌شود که دزموند در جایی که به نظر می‌رسد فیلیپین است به‌دنبال دکتری می‌گردد. پنی باردار است و فرزند خودرا با کمک دکتر در قایق تفریحی به‌دنیا می‌آورد. فرزند پسری به نام چارلی.

حال دزموند همراه پنی و پسرش که بنظر 2 ساله می آید با قایق خود به سمت کشورش انگلیس در حرکت است تا به درخواست دانیل فارادی، مادر او را پیدا کند. دزموند به دانشگاه آکسفورد رفته و اثری از دانیل پیدا نمی‌کند ولی آزمایشگاه او را لاک و مهر شده می‌یابد و اطلاعاتی از دختری بنام «ترسا اسپنسر» پیدا کرده و به‌سراغ او می‌رود و او را بیمار بر روی تخت می‌یابد . دختری که در حالت اغما بوده و گاهی که از این حالت بیرون می‌آید فکر می‌کند دختری سه ساله است. خواهر ترسا خاطر نشان می‌کند که دانیل، ترسا را این‌گونه رها کرده و این آقای ویدمور است که خرج آزمایش‌های دانیل را می‌داده و هم اکنون هم هزینه‌های نگهداری ترزا را می‌پردازد. دزموند یه سراغ ویدمور رفته و آدرس مادر دانیل که هم اکنون در لس‌آنجلس زندگی می‌کند را با تهدید از او می‌گیرد.

اما در جزیره اوضاع مناسب نیست، به‌نظر می‌آید شارلوت حالاتی مانند حالات دزموند (در فصل 4 ) پیدا کرده است و دانیل بسیار نگران است. آن‌ها همراه مایک و دو نفر دیگر در کنار رودخانه با مین‌هایی برخورد می‌کنند که انفجار آن باعث کشته شدن آن دو نفر و گروگان گرفته شدن بقیه توسط افرادی یونیفورم پوش به سرکردگی دختری بلوند می‌شوند. آنها به کمپ پیش ریچارد آلپرت برده می‌شوند. دانیل از ریچارد می‌خواهد که بگذارد به آنها کمک کرده تا بمب هیدروژنی موجود در جزیره را خنثی کند و الا همگی خواهند مرد. دانیل به همراه دخترک بلوند به‌سراغ بمب می‌روند.

از طرفی دیگر همانطور که در قسمت قبل دیدیم دو نفر از یونیفورم پوشان توسط لاک، سایر و جولیت اسیر شده‌اند . آنها به زبان لاتین باهم صحبت می‌کنند بدون آنکه بدانند ژولیت هم به خاطر بودن با «دیگران» این زبان را بلد است. او با آنها صحبت می‌کند که آنها را پیش ریچارد ببرند ولی وقتی یکی از اسرا راضی می‌شود جای دیگران را بگوید توسط دیگری گردنش شکسته شده و دیگری نیز فرار می‌کند. لاک، سایر و ژولیت رد او را گرفته و کمپ را پیدا می کنند. لاک به‌سراغ ریچارد می‌رود تا راه بیرون رفتن از جزیره را از او بپرسد. سایر و ژولیت، فارادی را نجات می‌دهند و در حین صحبت‌های لاک و ریچارد فلش دیگری رخ داده و آنها به زمان دیگری می‌روند اما حال شارلوت بسیار وخیم می‌شود.

حرف‌های ما:

پسر دزموند در جایی با نام Mabuhay (به تابلو دقت کنید) که به‌نظر می آید جایی در فیلیپین است به‌دنیا می آید . جالب است که معنی دیگر این کلمه "زنده شدن"  (Become Alive) هم هست.

در حین صحبتهای لاک و ریچارد معلوم میشود که آنها در سال 1954 هستند، 2 سال قبل از اینکه لاک به‌دنیا بیاید . لاک به ریچارد میگوید که برای باور همه چیز در آینده به ملاقات او بیاید.

شاید یادتان باشد که ریچارد در کودکی به دیدن لاک آمده بود و آن قطبنما را که خود به لاک در قسمت قبل داده بود، به او برای انتخاب نشان داده بود. و در آخر حضور «چارلز ویدمور» جوان در بین افراد ریچارد است.

امتیاز ما: 4 از 5

دریافت این قسمت از طریق ed2k:
Lost.S05E03.Jughead.HDTV.XviD-XOR.avi - 350.76 Mb 


کلمات کلیدی: فصل پنجم ،کلمات کلیدی: قسمت 3 ،کلمات کلیدی: season 5