فصل چهارم، قسمت سیزدهم
ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٩  

No Place Like Home II & III
Original US Airdate: 30 May 2008

خلاصه این قسمت:

در قسمت آخر فصل چهارم (در واقع دو قسمت آخر) اتفاقات زیادی افتاد. جک، کیت، سعید، سایر و هرلی همراه با فرانک با هلی‌‌کوپتر او به طرف کشتی حرکت کردند. در مسیر حرکت به سمت کشتی، سوخت هلی‌کوپتر در حال کم شدن بود و باید وزن اضافی از آن کم می‌شد. «سایر» به همین منظور، بعد از این‌که چند جمله‌ای به کیت گفت، خودش را به اقیانوس پرت کرد و شناکنان به طرف ساحل بازگشت. از طرفی دزموند، مایکل و جین در فکر از کار انداختن بمب درون کشتی بودند. به پیشنهاد مایکل تا مدتی آن را خنک کردند تا از واکنش بمب جلوگیری کنند اما پس از کشته شدن کیمی و تمام شدن گاز خنک‌کننده بمب در حال انفجار بود. در همین لحظه، هلی‌کوپتر روی عرشه نشست و دزموند با اطلاع دادن این موضوع، آنها را مجبور به بازگشت کرد. سان و آرون و دزموند به هلی‌کوپتر رفتند و در آخرین لحظه، جین به آنها نرسید و کشتی منفجر شد.
6 اوشئنیک، همراه با دزموند و فرانک به طرف جزیره حرکت کردند اما بن جزیره را حرکت داد و در یک لحظه جزیره در اقیانوس ناپدید شد. سوخت هلی‌کوپتر تمام شد و گروه باقی‌مانده مجبور شدند با قایق نجات در اقیانوس بمانند. خوشبختانه کشتی پنی ویدمور آنها را پیدا کرد و بعد از یک‌هفته و تصمیم آنها به دروغ گفتن در مورد جزیره، این شش نفر در ساحل یکی از جزایر پیاده شدند و ....
در آینده، «جک» می‌خواست «کیت» را متقاعد به بازگشت به جزیره کند. «سعید» به دنبال «هرلی» رفت و «سان» به دیدن پدر «پنی» به لندن رفته بود. در آخرین صحنه از قسمت آخر این فصل، جک دوباره سراغ تابوت رفت و «بن» را در اتاق مراسم تدفین دید. «بن» به او گفت که همه آنها باید به جزیره بازگردند و دوربین روی مرده درون تابوت متمرکز شد و او کسی نبود جز «جان لاک».

 

 

حرف‌های ما:
در این قسمت شارلوت اشاره‌ای به محل به‌دنیا آمدن خود (یعنی جزیره) کرد. آیا شارلوت نسبتی با افراد جزیره دارد؟ مادر او کیست؟ شارلوت با موهای قرمز، آیا با جان لاک (که در جوانی موقرمز بود) نسبتی دارد؟
آیا مردان «ویدمور» مراقب این شش نفر هستند؟ سعید جلوی در آسایشگاه هرلی چه کسی را کشت؟
هرلی چطوری با آقای «اکو» شطرنج بازی می‌کرد؟ چرا از این شش نفر فقط هرلی با مرده‌ها در تماس است؟ البته جک هم به نظر می‌رسد که با پدرش ارتباط دارد.
در یکی از ویدیوهایی که از این قسمت ساخته شده، حرف‌های «سایر» با «کیت» در آخرین لحظه مشخص می‌شود: "من یک دختر در آلاباما دارم. پیداش کن و بهش بگو متأسفم."
به نظر می‌آید که نویسندگان سریال، پایان‌های متفاوتی را برای فصل چهارم در نظر گرفته بودند. در صحنه فرد درون تابوت، یک‌‌بار «سایر» و یک‌بار هم با «دزموند» فیلمبرداری شده.
برخورد «کیت» با «جک» خیلی جالب بود. برعکس همیشه که جک از موضع قدرت با او حرف می‌زد، این بار «کیت» با یک سیلی به «جک»، عصبانیت خود را از رفتارهای گذشته «جک» نشان داد. اما چه‌کسی نیمه شب به «کیت» تلفن کرد و او را ترساند؟
و این‌که: «جرمی بنتام» کیه؟

امتیاز ما: 3 از 5


کلمات کلیدی: فصل چهارم ،کلمات کلیدی: قسمت 13