فصل چهارم، قسمت 12
ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳٠  

 

There Is No Place Like Home
Original US Airdate: 15 May 2008

خلاصه این قسمت:

در آینده جک، کیت، هوگو، سان، آرون و سعید در حال انتقال توسط یک هواپیمای ارتشی به محل برگزاری نشست خبری در مورد بازماندگان پرواز 815 اوشئانیک هستند. همراه آنها خانم تاکر در هواپیما یک‌بار دیگر به آنها در مورد نحوه مصاحبه و مطالبی را متذکر می‌شود. در مصاحبه مطبوعاتی آنها وجود هرگونه بازمانده‌ای را انکار می‌کنند. بعد از مصاحبه به سعید خبر می‌دهند که کسی در بیرون منتظر اوست. او کسی نیست جز نادیا ...

در جزیره جک توسط تلفنی که فرانک برای آنها پرتاب کرده بود و به کمک فارادی به صحبت‌های گروه سربازان گوش می‌دهند و می فهمند که آنها به سمت دهلیز ارکید (Orchid ) در حال  حرکت هستند. فارادی بعد از فهمیدن این موضوع به شارلوت می‌گوید که باید هرچه سریع‌تر از جزیره خارج شوند. کیت و جک به سمت محل فرود هلیکوپتر حرکت می‌کنند که در راه با سایر و مایلز و آرون برخورد می‌کنند. ساویر بچه را به کیت داده و او به همراه مایلز راهی ساحل شده، جک و ساویر به سمت هلیکوپتر می‌روند. سعید به همراه قایق به ساحل می رسد، در همین حین کیت و مایلز و بچه نیز به ساحل می‌رسند و قرار می‌شود افراد در گروه‌های 6 تایی با قایق و به سرپرستی فارادی به کشتی بروند. اولین گروه شامل جین و سان و آرون است. آنها به کشتی می‌رسند و با مایکل روبرو می‌شوند. کشتی تعمیر شده است و دزموند قصد دارد تا به سمت جزیره حرکت کند تا بقیه را نجات دهد ولی اختلالات رادیویی موجود بر روی رادار کشتی ای امکان را به آنها نمی دهد . آمها انبار کشتی را پر از مواد منفجره می‌یابند. از طرف دیگر جک و سایر، فرانک را در حالی‌که با دستبند به هلیکوپتر وصل شده است پیدا می کنند .

سعید و کیت برای یافتن جک و ساویر به تعقیب رد آنها می‌پردازند که متوجه می‌شوند ردها متعلق به کسانی دیگر است و در همین زمان توسط ریچارد و دیگران دستگیر می‌شوند. از طرف دیگر بن، جان و هوگو دهلیز ارکید را پیدا کرده و بن نقشه خود و وظایف جان را به او گوشزد می‌کند و خود را تسلیم کیمی و افرادش می‌نماید.

در آینده بازماندگان به زندگی عادی بازگشته‌اند ولی هرکدام هنوز درگیر مسایل مختلفی هستند.

سان پدر خود را مقصر اتفاقاتی که برای جین افتاده است می داند. پدر و مادر هوگو برای او جشن تولد گرفته‌اند و پدر هوگو، ماشین قرمز رنگ قدیمی را برای او تعمیر کرده است. هوگو از دیدن ماشین بسیار خوشحال می‌شود ولی وقتی پشت آن می‌نشیند و به کیلومتر شمار آن نگاهی می‌اندازد متوجه می‌شود که کیلومتر شمار دقیقا همان اعداد مرموز را نشان می‌دهد. از طرفی جک برای یادبود پدر خود مراسمی گرفته است. در انتهای مراسم زنی به‌سوی او می‌آید و توضیح می‌دهد که او زن دوم پدر جک (کریستیان) است و به جک می‌گوید که دخترش ،کلیر در همان پرواز بوده است.

 

حرف‌های ما:

سریال به جاهای حساسی رسیده و همینجوری که پیش می‌رویم معماها در حال حل شدن هستند.

بالاخره معلوم می شود که اوشئانیک 6 چه کسانی هستند و جک نیز دز این قسمت می‌فهمه که چه نسبتی با کلیر و آرون دارد.

یکی از لحظه‌های دوست‌داشتنی اینه که بالاخره سعید، نادیا رو پیدا می‌کند و این برای ما که از سعید خیلی خوشمون میاد خوشحال کننده است با وجود این‌که می‌دونیم که چه بلایی سر نادیا خواهد اومد.

اما آیا فکر می کنید واقعا فقط همین 6 نفر زنده موندن و نجات پیدا کردن؟

یکی از تئوری‌ها اینه که ممکنه ماشین زمانی در دهلیز ارکید وجود داشته باشه که توسط اون زمان جزیره تغییر می‌کنه که البته ممکنه ماشین مکان هم باشه ... خدا می‌دونه

ما هرچی میگذره از این بن بیشتر خوشمون میاد، واقعا آدم جالبیه هرچند که خیلی موذییه. می‌شه گفت که یه رهبر تمام عیار و به‌قول خودش :"من همیشه یه نقشه‌ای تو کله ام دارم".

 

امتیاز ما: 4 از 5


کلمات کلیدی: فصل چهارم ،کلمات کلیدی: قسمت 12