فصل ششم، قسمت 4
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱  

The Substitute

Original US Airdate: 16 Feb 2010

خلاصه این قسمت:

سال 2004 :

 جان لاک با  پرواز 815 اوشئنیک از استرالیا به خانه بر می‌گردد. هم اکنون هلن نامزد جان است و در حال تدارک مراسم عروسی است. جان با معلولیت خود بسیار مشکل دارد که با مشکل جدیدی نیز روبرو می‌شود، رییس او در شرکت می‌فهمد که جان در کنفرانس مربوط به شرکت در استرالیا شرکت نکرده است و این موضوع علی‌رغم معذرت‌خواهی جان باعث اخراج او می‌شود. جان هنگام خروج از شرکت با هوگو که صاحب شرکت بوده و جان را به یک آژانس کاریابی معرفی می‌کند. در آنجا جان با رز به عنوان مسؤول آشنا می‌شود و رز با بیان این‌که خود دچار سرطان است به او کمک می‌کند تا با مشکل معلولیتش کنار بیاید و او به عنوان معلم جایگزین در مدرسه‌ای که بن نیز معلم آن است مشغول به کار می‌شود.

اما در سال 2007 :

در جزیره مردی که ظاهرا شبیه جان لاک است سعی می‌کتد ریچارد را قانع کند که با او همکاری کند اما ریچارد نمی‌پذیرد. در گام بعدی او سعی می‌کند سایر را که تک و تنها در خانه خود به خوردن ویسکی پناه آورده با خود همراه کند و به او می‌گوید که جواب کلیه سؤال‌ها درباره جزیره و اینکه چرا آن‌ها آنجا هسنتد پیش اوست. سایر از مشخصات اخلاقی او می‌فهمد که او جان لاک نیست بلکه فقط ظاهر او را دارد. لاک سایر را به غاری می‌برد و در آنجا ترازویی وجود دارد که در یک کفه آن یک سنگ سیاه و در دیگری سنگی سفید هم وزن است. لاک سنگ سفید را درون دریا می‌اندازد و نوشته‌هایی را روی دیوار غار به سایر نشان می‌دهد که شامل نام سایر، جک، سعید و بقیه است. اسامی افرادی که توسط جیکوب برای جایگزینی با خودش نامزد حفاظت از جزیره شده‌اند. لاک اسم خود را خط می‌زند و به سایر می‌گوید که او 3 راه دارد: 1) هیچ کاری نکند 2) حفاظت از جزیره را قبول کند 3) جزیره را با لاک ترک کند چون حفاظت از جزیره کار عبثی است . سایر شماره 3 را قبول می کند.

در سمتی دیگر بن برای ایلانا در مورد کشته شدن افراد توسط دود سیاه که همان لاک در لباس سیاه است توضیح می‌دهد. ایلانا مقداری از خاکستر جیکوب را در کیسه‌ای ریخته و با کمک بن، لاپیدوس و سان جسد لاک واقعی را دفن می‌کنند.

  

حرف‌های ما:

-          اگر به اسامی روی دیوار غار و شماره‌های آنها توجه کنیم به این اعداد بر می‌خوریم:
4,8,15,16,23,42 که همان اعداد آشنا هستند.

-          به نظر می‌آید که دود سیاه می‌تواند خود را به شکل هرکسی در بیاورد و فعلا لاک را انتخاب کرده است.

 

امتیاز ما: 4 از 5


کلمات کلیدی: فصل ششم ،کلمات کلیدی: قسمت 4 ،کلمات کلیدی: جان لاک ،کلمات کلیدی: لاست
 
فصل ششم، قسمت سوم
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٦  

What Kate Does

Original US Airdate: 09 Feb 2010

خلاصه این قسمت:

در سال 2004 (LAX): کیت در فرودگاه سوار تاکسی می‌شود که کلیر مسافر آن بود و راننده را مجبور می‌کند که سریع حرکت کند تا بتواند از دست مارشال فرار کند. پشت چراغ قرمز راننده از ماشین پیاده می‌شود و کیت کلیر را پیاده می‌کند و کیف پول او را می‌گیرد اما بعد از این‌که وسایل بچه را در چمدان کلیر می‌بیند نظرش تغییر می‌کند و آنها را به کلیر باز می‌گرداند. کلیر که قرار بود از استرالیا به آمریکا بیاد تا بچه‌ را به خانواده‌ای بدهد، متوجه می‌شود که آن زوج از هم شده‌اند و دیگر نمی‌توانند کودکش را به فرزندخواندگی بپذیرند. کیت، کلیر را به بیمارستان می‌برد و در بیمارستان اتان را به عنوان دکتر می‌بینند. از طرفی کیت به کلیر می‌گوید که او بی‌گناه است و کلیر کارت اعتباری خود را به کیت می‌دهد.

در سال 2007: جک، کیت، سعید، سایر، هرلی و جین در معبد نزد مرد ژاپنی و همراهانش هستند. مرد ژاپنی سعید را به اتاقی می‌برد و درحالی که در دست و پای او را به تخت بسته به او شوک می‌دهد و فلز داغ شده را به بدنش می‌زند. بعد از این آزمایش‌ها سعید به جک می‌گوید که آنها شکنجه‌اش کرده‌اند و جک برای اعتراض با مرد ژاپنی صحبت می‌کند. ژاپنی سعی می‌کند که جک را متقاعد کند که کپسولی را به سعید بدهد، اما جک خودش آن را می‌خورد و مرد ژاپنی به سرعت مانع می‌‌شود که جک آن را ببلعد و به جک می‌گوید که در کپسول سم بوده است.

از آن طرف سایر که جک را مقصر مردن جولیت می‌داند، از معبد فرار می‌کند و کیت و جین به همراه دو نفر از افراد معبد به دنبال او می‌روند اما کیت از دست آنها فرار می‌کند تا خود را به سایر برساند و در خانه قبلی سایر و جولیت، او را پیدا می‌کند که حلقه‌ای را در دست دارد و در اسکله آن را به آب می‌اندازد.

 

حرف‌های ما:

در 2004 LAX) ) کیت به کلیر کمک می‌کند، آیا کلیر در این زمان زنده می‌ماند تا بتواند خودش  از آرون نگه‌داری کند؟

آیا هر اتفاقی که می‌افتد، از قبل تعیین شده بوده؟ مثلا اتان در فرآیند به‌دنیا آمدن بچه کلیر نقش داشته و کیت هم به او کمک کند؟ در جزیره، فقط مرد ژاپنی و همکارش سعید را شکنجه می‌کردند، سعید فریاد می‌زد، در حالی‌که قبلا سعید این رفتار را نداشت. آیا او دیگر همان سعید نبود؟ چرا آنها گفتند که سعید هم مانند کلیر مبتلا شده چون آنها را مطالبه کرده‌اند؟ به چه بیماری مبتلا شدند و چه کسی آنها را مطالبه کرده؟ آیا این بیماری همان بود که فصل اول دانیل روسو به آن اشاره می‌کرد؟ تله‌هایی که جین و دو نفر دیگر در جنگل با آن مواجه شدند، شبیه تله‌های روسو بود و کلیر وقتی که می‌خواست به جین شلیک کند شبیه روسو شده بود. بین روسو و کلیر ارتباطی وجود دارد؟

 

امتیاز ما: 3 از 5

 


کلمات کلیدی: فصل ششم ،کلمات کلیدی: قسمت 3 ،کلمات کلیدی: کیت
 
فصل ششم، قسمت اول و دوم
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥  

LA X, Parts 1 & 2

Original US Airdate: 02 Feb 2010

بعد از چند ماه انتظار، دوستداران سریال لاست به تماشای اولین قسمت فصل آخر آن نشستند. چند روز قبل از این قسمت، ویدیویی از بخش‌های قبلی این سریال تهیه شده بود تا مروری بر اتفاقات پنج فصل قبل داشته باشد و تماشاگران را دوباره به حال و هوای سریال بازگرداند.

خلاصه این قسمت:

در آخرین قسمت فصل قبل دیدیم که جولیت پس از سقوط در چاه بمب را منفجر کرد. در این قسمت کیت اولین نفری بود که پس از انفجار در جزیره به هوش آمد و بعد از ملحق شدن جک، سایر، جین، هرلی و مایلز مشخص شد که تئوری فارادی که جک را متقاعد کرده بود کاری کند تا بتوانند جلوی حوادثی که در آینده اتفاق افتاده را بگیرد، مؤثر نبوده. به همین دلیل سایر جک را مقصر مرگ جولیت می‌دانست. اما جولیت هنوز زنده بود و گروه سعی کردند که او را نجات دهند. سایر، جولیت را پیدا کرد و جولیت درحالی که می‌خواست موضوع مهمی را به او بگوید، مرد. از طرفی سعید که در فصل قبل گلوله خورده بود خونریزی زیادی داشت و هرلی به دنبال راه نجاتی برای او بود. در همین زمان جیکوب به دیدن هرلی آمد و از او خواست تا سعید را برای بهبودی به معبد ببرد. جک، کیت، هرلی و جین سعید را به معبدی که تاکنون در هیچ یک از قسمت‌ها ندیده بودیمش بردند و با گروهی ناآشنا به رهبری یک ژاپنی در معبد مواجه شدند. سایر و مایلز هم پس از دفن کردن جسد جولیت توسط همین گروه دستگیر و به معبد آمدند.

در آخرین قسمت فصل پنجم همچنین دیدیم که جان لاک و بن به درون مجسمه رفتند و در آنجا با جیکوب ملاقات کردند و لاک، بن را وادار به کشتن جیکوب کرد. بیرون از مجسمه ایلانا و گروهش که جسد جان لاک را برای ریچارد آورده بودند اصرار داشتند به دیدن جیکوب بروند و چهار نفر از افراد مسلح آنها به درون مجسمه رفتند و سعی کردند که جان لاک را بکشند اما او ناپدید شد و دود سیاه آن‌ها را از بین برد. بن که شاهد این اتفاقات بود متوجه شد که جان لاک واقعی همان است که بیرون مجسمه جسدش روی شن‌ها افتاده، پس این مرد کیست؟

اما مهم‌ترین موضوع این قسمت، بخش‌هایی بود که از نگاه جک و در پرواز اوشئنیک روی می‌داد. پروازی که از سیدنی به لوس‌آنجلس می‌رفت و سریال با سقوط هواپیما در جزیره و حوادث آن آغاز شده بود. اما در این قسمت، هواپیما سقوط نکرد و در لوس‌آنجلس فرود آمد. در حین پرواز، رز و همسرش در نزدیکی جک نشسته بودند، کیت دستبند به دست همراه مارشال، سایر، هرلی، لاک، چارلی، جین و سان و بقیه هم در پرواز بودند.

 

حرف‌های ما:

اولین جمله‌ای که جولیت پس از به هوش آمدن گفت این بود که "جواب نداد" اما بعدا که مایلز با جولیت مرده ارتباط برقرار کرد به سایر گفت که او می‌گوید "جواب داد"it works  چرا نظر جولیت بعد از مرگ تغییر کرد؟

مردی که به شکل جان لاک ظاهر شده بود چرا بن را نکشت؟

در پرواز اوشئنیک بسیاری از اتفاقات دوباره و به شکل دیگری اتفاق می‌افتاد. چارلی در حال مرگ بود و مثل جزیره جک دوباره او را نجات داد. مارشال دوباره سرش ضربه خورد، بون به صحبت کردن با لاک علاقه نشان می‌داد و تابوت پدر جک و چمدان چاقوهای لاک که قبلا در جزیره دیده بودیم در پرواز گم شده بودند. دزموند در پرواز کنار جک بود اما یک دفعه ناپدید شد و ما در فصل اول دیدیم که دزموند در پرواز اوشئنیک نبود.

اما معبد که در قسمت‌های قبلی ندیده بودیم ولی در فصل سوم بن از ریچارد خواست تا برای محافظت از گروه آنها را به سمت معبد هدایت کند و در فصل پنجم بن، سان و جان لاک به طرف معبد رفتند و سان بیرون آن ایستاد و بن و جان لاک به درون آن رفتند. و در زمان دارما هم ریچارد بن نوجوان را برای بهبود از دری به درون برد و شاید در چشمه‌ای که در این قسمت دیدیم شفا داد.

صحنه‌ی جالبی هم در این قسمت بود که از روی ابرها دوربین تا سطح آب و سپس زیر آن پایین می‌آمد و ما زیر اقیانوس جزیره را می‌دیدم: تابی که در محل زندگی افراد دارما بود و مجسمه‌.

و لاست همچنان ما را سردرگم می‌کند ...

 

امتیاز ما: 4 از 5

 


کلمات کلیدی: فصل ششم ،کلمات کلیدی: لاست ،کلمات کلیدی: معبد ،کلمات کلیدی: جیکوب