فصل پنجم، قسمت 8
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۳  

La Fleur

Original US Airdate: 04 March 2009

خلاصه این قسمت:

بعد از آخرین فلش و چرخاندن چرخ توسط جان لاک، فلش‌ها متوقف و زمان جزیره ثابت ماند اما بازماندگان هنوز نمی‌دانستند که به چه زمانی از جزیره رفته‌اند. سایر، جولیت، مایلز و جین که شاهد فرو رفتن «جان لاک» در چاه بودند به دنبال دانیل فارادی رفتند. دانیل که در قسمت قبل بالای سر جسد شارلوت بود توضیح داد که بعد از آخرین فلش جسد شارلوت ناپدید شد. در همین حال صدای فریاد زنی آن‌ها را به جایی کشاند که دو مرد در حال گروگان‌گیری یک زن بوند و شوهر آن زن را کشته بودند. جولیت و سایر آن دو مرد را کشتند و زن را نجات دادند. اما «امی»، همان زن آن‌ها را با فرکانس خاصی بی‌هوش کرد و  به کمپ دارما برد. پس زمان جزیره به سال 1974 یعنی زمان پروژه دارما رفته بود. «سایر» پس از به‌هوش آمدن خود را به هوراس، جیم لافلور معرفی کرد و گفت که کشتی آن‌ها غرق شده و آنها نجات یافته‌اند و هوراس به او گفت که صبح روز بعد آنها را با زیردریایی به بیرون از جزیره می‌فرستد اما در همین هنگام زنگ خطر به صدا در آْمد و همه افراد دارما به خانه‌هایشان پناه بردند و ریچارد آلپرت در محوطه دارما نمایان شد. ریچارد از هوراس خواست که جسد شوهر امی را به او بدهد. سایر برای صحبت با ریچارد رفت و خود را مسؤول مرگ آن دو نفر اعلام کرد. در اسکله سایر از جولیت خواست که او را تنها نگذارد و یک هفته صبر کند. سه سال بعد، سایر، جولیت، مایلز و جین هنوز برای افراد دارما کار می‌کردند. امی که حالا همسر هوراس است، برای به‌دنیا آوردن پسرش دچار مشکل شد و جولیت به او کمک کرد. بعدتر نشان داده شد که جولیت و سایر رابطه‌ی عاشقانه دارند و با هم زندگی می‌کنند اما جین به سایر زنگ زد و اعلام کرد که کیت و دیگران بازگشته‌اند و سایر به ملاقات آنها رفت...

حرف‌های ما:

این قسمت بعد از مدت‌ها پر بود از «سایر» و «سایر». سایر عاشق، سایر رهبر گروه، سایر منتظر و ...

سایر به خودش لقب «گل» داد و در برخورد با جولیت خیلی رومانتیک بود که جالب بود . اما وقتی کیت برگشت، چشم‌هایش برق دیگری داشت.

چرا افراد دارما از دیگران با رهبری ریچارد می‌ترسیدند و چرا ریچارد دنبال جسد افرادش و جسد پاول بود؟ آیا آن‌ها را زنده می‌کرد؟ سؤال مهم دیگر این‌که دانیل فارادی گفته بود اتفاقی که در گذشته افتاده را کسی نمی‌تواند تغییر دهد، پس چه‌طور سایر و بقیه در گذشته زندگی می‌کنند، آدم می‌کشند و ...

و این‌که اگر آنها با زیردریایی به بیرون جزیره می‌رفتند زمان سال 1974 بود یا زمان حال؟ پسری که امی به‌دنیا آورد کیست؟ دزموند؟ فارادی کجاست؟

 

امتیاز ما: 4 از ۵


کلمات کلیدی: فصل پنجم ،کلمات کلیدی: season 5 ،کلمات کلیدی: سایر ،کلمات کلیدی: قسمت 8
 
نقشه جزیره - 2
ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٠  


کلمات کلیدی: lost ،کلمات کلیدی: نقشه
 
نقشه جزیره - 1
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٠  


کلمات کلیدی: lost ،کلمات کلیدی: نقشه
 
فصل پنجم، قسمت هفتم
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٠  


The Life and Death of Jeremy Bentham

Original US Airdate: 25 February 2009

خلاصه این قسمت:

این قسمت از زمان نامعلومی بعد از سقوط پرواز 316 آجیرا در جزیره‌ای که ایستگاهی به نام هیدرا در آن واقع شده است شروع می شود . سزار – یکی از کسانی که در پرواز بود – مشغول گشتن در اتاقی در استگاه هیدرا مدارکی  پیدا می‌کند به‌همراه یک شات گان که لانا از راه می‌رسد – همان مأموری که سعید را همراهی می‌کرد -  سزار اسلحه را در کیف خود مخفی می‌کند و لانا می‌گوید که در میان افراد مردی پیدا شده که هیچ کس او را در پرواز ندیده است – جان لاک - . لاک به لانا می‌گوید که آخرین چیزی که به‌یاد می آورد لحظه جان دادنش است.

به گذشته می‌رویم :

جان پس از حرکت دادن چرخ دنده در جزیره از هوش می‌رود و وقتی به‌هوش می‌آید خود را در صحرایی در تونس می‌یابد ولی به‌علت شکستگی پایش که بر اثر سقوط در چاه برایش اتفاق افتاد قادر به حرکت نیست. در حقیقت آنجا محل خروج از جزیره است. لاک متوجه می‌شود که دوربین مداربسته‌ای در آنجا او را می‌بیند بنابراین رو به دوربین کمک می‌خواهد تا اینکه بعد از مدتی عده‌ای به‌همراه یک وانت به‌سراغ او آمده و او را به جایی می‌برند که پایش مورد درمان قرار می‌گیرد . لاک در آنجا چارلز ویدمور را ملاقات می‌کند که در مورد بن و این‌که او چارلز را به فریب و خدعه مجبور کرده از جزیره برود حرف‌هایی می‌زند . ویدمور به لاک می‌گوید که او را کمک خواهد کرد تا 6 نفر باقی‌مانده پرواز اوشئانیک را برای بازگشت به جزیره جمع نماید. او برای لاک یک پاسپورت کانادایی به نام «جرمی بنتام» تهیه کرده و مرد سیاهپوستی را به نام آبادن – که در فصل‌های گذشته او را دیده بودیم – به عنوان همراه و راننده لاک در اختیار او قرار می‌دهد.

لاک با سعید و هرلی و کیت در مورد بازگشت به جزیره صحبت می‌کند ولی آن‌ها همگی درخواست او را رد می‌کنند. لاک حتی به دیدن والت – پسر مایکل – که بسیار بزرگ شده است می‌رود ولی در مورد بازگشت به جزیره چیزی به او نمی‌گوید. ملاقات با کیت باعث می‌شود که لاک به یاد دوست دختر سابقش هلن بیفتد ولی وقتی به‌دنبال او می‌رود می‌فهمد که او مرده است. او بر سر مزار هلن می‌رود که موقع سوار شدن به ماشین آبادن توسط گلوله کشته شده و لاک همراه ماشین قصد فرار می‌کند که تصادف می‌کند. وقتی لاک به هوش می‌آید خود را در بیمارستانی می‌یابد که جک در آن کار می‌کند . لاک و جک در مورد جزیره بحث می‌کنند و لاک به جک می‌گوید که پدرش کریستین به او سلام رسانده است ولی جک این حرف‌ها را ظاهرا باور ندارد. لاک پس از مرخص شدن از بیمارستان به هتل می‌رود و می‌خواهد که خود را به دار بیاویزد که بن از راه رسیده و مانع او می‌شود. بن اعتراف می‌کند که او آبادن را به خاطر حفاظت از لاک به قتل رسانده است. بن در باره بازگرداندن همه افراد به جزیره با لاک صحبت می‌کند ولی لاک از رد پیشنهادش توسط آنها می‌گوید و این‌که به جین قول داده است که سان را به جزیره باز نگرداند و خاطر نشان می‌کند که راه بازگشت به جزیره از طریق کسی به نام الوئیس است.

بن بعد از شنیدن حرف‌های لاک او را با همان سیمی که لاک قصد داشت با آن خود را حلق آویز کند خفه کرده و صحنه را طوری درست می‌کند که همه چیز مانند خودکشی جلوه کند.

در آخر دوباره به جزیره و به زمان بعد از سقوط پرواز آجیرا بر می گردیم، در حالی‌که لاک، بن را در حالت نیمه بی‌هوشی در میان آسیب‌دیدگان باقی‌مانده از پرواز می‌بیند.

حرف‌های ما:

-          بعد از مدت‌ها دیدن یک اپیزود کامل در مورد «جان لاک» و ایمان او به سرنوشت خیلی خوب بود. هرچند که او در انتهای این قسمت ناامید به‌نظر می‌رسید.

-          جان لاک پس از خروج از جزیره در بیابانی در «تونس» بود یعنی همان‌جایی که وقتی بن از جزیره خارج شد افتاده بود. آیا تونس مطابق نظر ویدمور راه خروجی جزیره بود؟ چرا؟

-          آیا آسیب پای لاک برایش یک نشانه است و لاک فقط در جزیره پاهایش سالم است؟

-          کیت در برخورد با لاک به عشق اشاره کرد. منظورش عشق خودش به جک یا آرون بود که مانع از رفتن به جزیره می‌شد؟ یا عشقش به سایر که از نظر کیت مرده است؟

-          در قسمت‌های قبل تأکید بر این بود که باید شش نفری که از جزیره خارج شده‌اند بازگردند. اما هیچ‌وقت صحبتی از «والت» نبود. اما در این قسمت لاک به سراغ او هم رفت. خوابی که والت در مورد لاک دیده بود به معنی این است که او هم در زمان سفر می‌کند؟

-          نام راننده‌ی جان لاک که از قبل هم او را می‌شناختیم Abaddon بود. این کلمه عبری است و به معنی «مکان تباهی» یا «قلمرو مرگ» است. برخی معتقدند که او «فرشته مرگ» است.

-          چرا بن ابتدا لاک را از خودکشی منصرف کرد، اما با شنیدن نام «الوئیس هاکینگ» او را کشت؟ آیا لاک حالا رقیبی برای بن محسوب می‌شود؟ پس چرا او را با خود به جزیره برد؟ آیا لاک نباید خودکشی می‌کرد و باید کشته می‌شد؟

هر چه جلوتر می‌رویم شخصیت افرادی مثل ویدمور و بن پیچیده‌تر، جالب‌تر و اسرارآمیزتر می‌شوند. به‌طوری‌که نمی‌دانیم حرف چه کسی درست است، حتی این شخصیت‌ها گاهی مثبت و گاهی منفی جلوه می کنند.

غیب شدن هرلی، جک و کیت در هنگام سقوط و این‌که چرا این اتفاق برای سان و لاپیدس نیفتاده است و این‌که سعید کجا غیب شده است هم از سؤالات جدیدی است که در این قسمت مطرح شد.

این‌که آیا سزار از افراد ویدمور است؟

و یک سؤال بزرگ که چطور زمانی‌ که در هر حال به جلو حرکت می‌کند برای جک و بقیه چیزی در حدود 3 سال و برای لاک و همراهانش حدود 4 روز بوده است؟

امتیاز ما: 4 از 5


کلمات کلیدی: فصل پنجم ،کلمات کلیدی: season 5 ،کلمات کلیدی: lost ،کلمات کلیدی: قسمت 7
 
فصل پنجم , قسمت ششم
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٧  


316

Original US Airdate: 18 February 2009

 

خلاصه این قسمت:

این قسمت مانند قسمت 10 فصل چهار با باز شدن چشم‌های «جک شپرد» آغاز شد. او در میان جنگل روی زمین خوابیده بود. از همان ابتدا مشخص بود که نقش جک بعد از مدت‌ها در سریال پررنگ خواهد بود. جک با صدای کمک خواستن کسی در حالی که تکه‌ای کاغذ در دستش بود، بلند می‌شود. «هرلی» با جعبه گیتار در دریاچه از او کمک می‌خواست و کمی آن‌طرف‌تر «کیت» افتاده بود. همین چند دقیقه اول نفس تماشاگر را حبس می‌کند. پس همه شش نفر بازگشته‌اند؟ قسمت قبلی جایی تمام شد که «سان»، «بن»، «جک» و «دزموند» به محل اقامت  «الواز هاکینگ» مادر مرموز دانیل فارادی رفته بودند. در سالنی یک آونگ بزرگ روی نقشه‌ای تاب می‌خورد و او توضیح داد که در آن اتاق انرژی الکترومغناطیس وجود دارد که به انرژی‌های مشابه در جهان متصل است و محل جزیره را مشخص می‌کند. از آنجایی که جزیره در زمان و مکان حرکت می‌کند تنها زمان‌های کوتاهی پنجره‌هایی برای ورود به جزیره باز می‌شود و پنجره‌ای که برای اوشئنیک 6 باز شده تا 36 ساعت دیگر بسته خواهد شد. مادر فارادی نامه‌ای از طرف جان لاک به جک داد و از او خواست چیزی که متعلق به پدرش است را به جان لاک بدهد. هواپیمایی شرکت هواپیمایی «اجیرا» با شماره پرواز 316، از لوس‌آنجلس به سمت گوام پرواز خواهد کرد و قرار شد که این چندنفر با آن هواپیما سفر کنند تا به جزیره بازگردند.

پس از این اتفاقات جک به خانه خودش بازگشت و در کمال تعجب «کیت» را دید که بدون «آرون» به نزد او آمده و برای پرواز آماده است. بن قبلا اشاره کرده بود که همه دیر یا زود متقاعد می‌شوند. کیت از جک خواست که از آرون چیزی نپرسد. جک به دیدن پدربزگش رفت و در چمدان او کفش‌های پدرش را پیدا کرد. ناباورانه آن‌ها به پای جان لاک در تابوت خوابیده کرد و تابوت را هم همراه خود به فرودگاه برد. در فرودگاه، جک هرلی را دید که بلیت 78 صندلی را خریده و اجازه نمی‌داد مسافرین دیگر با آن پرواز سفر کنند. از طرفی سعید دستبند زده همراه با پلیسی وارد هواپیما شد. آخرین نفر، «بن» بود که با صورتی زخمی و دستی شکسته خود را به پرواز ‌رساند. اما خلبان این پرواز کسی نبود جز خلبان هلی‌کوپتر یعنی «فرانک لاپیدس». او پس از دیدن گروه متوجه شد که مقصد پرواز جایی به‌جز گوام است.

صحنه آخر دوباره جک، هرلی و کیت را در جزیره نشان می‌دهد که کسی با لباس افراد دارما به طرفشان نشانه می‌رود، او جین است !

 

حرف‌های ما:

خدا پدر و مادر سازندگان سریال رو بیامرزه چون فکر می‌کردیم باید تا آخر این فصل صبر کنیم تا Oceanic 6 به جزیره برگردند .

اما نکات بسیار جالبی در این قسمت دیده شد که نشان از تیزهوشی و کار زیبای نویسندگان و سازندگان سریال بود، دقت کنید :

  1. وجود جان لاک در تابوت که یک جورایی جای پدر جک را در قسمت اول گرفته است .
  2. سعید که به نطر می‌رسد این بار نقش کیت را بازی کرده و توسط یک پلیس زن قرار است به جزیره گوام منتقل شود. اما چرا به گوام خودش یه سوال هستش و اینکه آیا پلیس مورد نظر مثل اون مارشالی که کیت را همراهای می‌کرد خواهد مرد ؟
  3. چارلی که یک گیتار با خود حمل می‌کند که یحتمل باید متعلق به چارلی باشد , اما آیا چارلی از او این‌را خواسته است ؟
  4. جک که دوباره کت و شلواری مثل دفعه قبل به تن دارد و نامه ای که جان برایش نوشته و مارا یاد نامه‌ای می‌اندازد که سایر همیشه همراه خود داشت .
  5. خلبان هواپیما هم همان کسی هست که قرار بود خلبان پرواز 815 باشد یعنی فرانک لاپیدوس .

جالب است که هیچ کدام از کودک‌ها درون پرواز نیستند ؟!

اما نکته عجیب سرو صورت زخمی بن است و همچنین دست بسته شده اش که این بیننده را به این فکر می اندازد که شاید بن می‌خواسته پنی را بکشد و همه اینها حاصل درگیری او با دزموند بوده , خدا نکنه اینجوری باشه .

 

امتیاز ما: 4 از 5


کلمات کلیدی: بازگشت ،کلمات کلیدی: season 5 ،کلمات کلیدی: فصل پنجم ،کلمات کلیدی: قسمت 6