فصل پنجم، قسمت پنجم
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۳٠  

 


This Place is Death

Original US Airdate: 11 Feb 2009

خلاصه این قسمت:
بن در تلاش برای جمع کردن اعضای گروه و بازگرداندن آنها به جزیره است. وقتی که بن، جک , سعید و کیت در جایی جمع شده‌اند «سان» از راه می رسد و قصد کشتن بن را دارد اما بن او را متقاعد می‌کند که جین هنوز زنده است و در جزیره می باشد و این دلیلی است که همگی برای نجات جان کسانی‌ که در جزیره هستند باید به جزیره برگردند. سعید از آنها جدا می‌شود و کیت نیز آرون را که در ماشین سان بود برداشته و از گروه جدا می‌شود. بن به‌همراه جک و سان به‌سراغ کسی می‌روند که راه بازگشت به جزیره را می‌داند . آنها در نزدیکی یک کلیسا توقف می‌کنند و بن حلقه ازدواج جین و سان را به عنوان دلیل زنده بودن جین به سان می‌دهد . در همین حین دزموند نیز از راه می‌رسد و معلوم می‌شود آن فرد همان مادر فارادی است. آنها به دیدار او می‌روند ولی او نارضایتی خود را از این‌که چرا همه نیامده‌اند ابراز می‌دارد .

از طرف دیگر در جزیره (در حدود سال 1988) دیدیم که جین توسط یک گروه تحقیقاتی که دانیل روسو حامله هم جزو این گروه بود نجات پیدا کرده و همگی به ساحل آمدند. گروه بدنبال برج رادیویی که شماره‌هایی از آن پخش می‌شود هستند که توسط هیولا (دود سیاه) مورد حمله واقع شده دختر دیگر موجود در گروه توسط هیولا کشته شده و هیولا یکی دیگر از افراد را با خود به درون حفره ای در کنار دیوار یک معبد می‌کشد. بقیه تلاش می کنند تا از فرو رفتن مونتاند در حفره جلوگیری کنند اما بر اثر فشار دست مونتاند از بازو جدا می شود و هیولا اورا به درون حفره می‌برد . بقیه افراد برای کمک به او به درون حفره می روند ولی جین مانع از رفتن دانیل به درون حفره می شود . در همین هنگام فلش دیگری رخ می دهد (و جین دو ماه در زمان به جلو می رود) و وقتی چشمانش را باز می کند دیگر خبری از افراد گروه نیست و او با بازوی قطع شده و پوسیده مونتاند که بر روی زمین افتاده روبرو می شود . جین سرگردان در جزیره به ساحل می‌رسد و با جنازه دوتن از افراد گروه که با گلوله کشته شده‌اند روبرو می‌شود و می بیند که دانیل قصد کشتن نفر سوم (دوست پسر یا عشق خود) را دارد زیرا فکر می کند همه افراد بیمار شده اند ولی رابرت او را متقاعد می‌کند که هیولا فقط یک سیستم حفاظتی از معبد است و می‌گوید که دانیل را بسیار دوست دارد اما بلافاصله بعد از منصرف شدن دانیل از کشتن ، او قصد کشتن دانیل را می‌کند که تفنگش شلیک نکرده و در عوض دانیل او را می کشد . دانیل جین را می بیند و شروع به تیراندازی به او می کند که بار دیگر فلش دیگری رخ می دهد و وقتی به هوش می آید با بقیه دوستانش (سایر , لاک و ...) روبرو می شود . آنها بدنبال ایستگاه ارکید هستند چون لاک فکر می‌کند که تنها راه بیرون رفتن از جزیره و بازگرداندن کسانیکه جزیره را ترک کرده اند از طریق ارکید می باشد. در همین حین فلش دیگری رخ می دهد , حال شارلوت بسیار وخیم است و فارادی تصمیم می گیرد که پیش او بماند . شارلوت به لاک می‌گوید که ارکید را در درون چاهی پیدا خواهند کرد . بعد از رفتن بقیه شارلوت اعتراف می کند که در جزیره بزرگ شده است و توسط مادرش که از اعضای دارما بوده است به بیرون جزیره برده شده و از آن به بعد دیگر پدر خود را ندیده است بنابراین تمام عمر بدنبال این بوده است که جزیره را پیدا کند , شارلوت به یاد می آورد که در کودکی مردی در جزیره به او گفته است که نباید جزیره را ترک کند و اگر این کار را کرد به هیچ عنوان نباید به جزیره برگردد چون اگر به جزیره برگردد خواهد مرد , او به فارادی می گوید که آن مرد خود فارادی بوده است . لاک و بقیه چاه را پیدا می کنند , جین حلقه خود را به لاک می دهد و از او می خواهد مانع برگشتن سان به جزیره شده و به او بگوید که جین مرده است . لاک با طنابی به درون چاه می رود که فلش دیگری رخ می دهد و دهانه چاه ناپدید شده و لاک به درون چاه سقوط کرده و پایش آسیب می بیند. در چاه پدر جک ظاهر شده و دستورالعملی را به لاک می دهد . لاک در سمت دیگر چاه چرخ دنده ای را که یک بار بن حرکت داده بود پیدا کرده و آنرا می چرخاند . از طرف دیگر بنظر می آید که شارلوت جان باخته است .

 

حرف‌های ما:

می توان گفت قسمت‌های فصل پنجم یکی در میان حسابی جذاب شده اند و حسابی آدم را به چالش می‌کشد.

این سوال به نظر می رسد که آیا مادر شارلوت همان مادر فارادی است ؟

فارادی چگونه در گذشته در جزیره بوده است و آیا این ربطی به تحقیقات علمی او دارد ؟

اینکه این عقب رفتن این آدمها در زمان جزیره و برخوردشان با آدمهای جزیره واقعا اتفاق افتاده و چگونه می شود که انسان‌هایی که در آینده بوده‌اند توانسته‌اند در گذشته انسان‌هایی را ببینند که در آینده در شرایطی متفاوت دوباره آنها ملاقات می‌کنند , همه و همه این‌ها انسان را بدجور به فکر وا می‌دارد.

اما از نظر ما هنوز نقش بن نقش بسیار جالب و کاملی است و در کنار او فارادی دارد خود را به عنوان یک فرد بسیار جالب و فعلا دوست داشتنی مطرح می‌کند , هرچند که از شخصیت دوست داشتنی دزموند و لهجه دوست داشتنیش نباید غافل شد .

 

امتیاز ما: 4 از 5

دریافت این قسمت از طریق ed2k :

Lost.S05E05.This.Place.Is.Death.PROPER.HDTV.XviD-FQM.avi  [348.02 Mb]

 


کلمات کلیدی: فصل پنجم ،کلمات کلیدی: season 5 ،کلمات کلیدی: lost
 
میان برنامه
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٤  


کلمات کلیدی: جاش هالوی ،کلمات کلیدی: سایر
 
فصل پنجم، قسمت چهارم
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۱  


 The Little Prince
Original US Airdate: 04 February 2009

 خلاصه این قسمت:

از نام این قسمت و بخش‌های ابتدای آن مشخص بود که موضوع اصلی آن «آرون» خواهد بود. در قسمت دوم فصل پنجم دیدیم که یک نفر برای گرفتن آرون کیت را تهدید کرد و کیت در حال فرار به هتل اقامت سان رفت. کیت تصمیم می‌گیرد با موکل کسی که به منزل او آمده بود ملاقات کند. به همین دلیل به دفتر او می‌رود و پیشنهاد می‌کند که با موکلش صحبت کند اما به نتیجه نمی‌رسد و تصمیم به تعقیب وکیل می‌گیرد. از طرفی یک‌نفر قصد کشتن سعید را در بیمارستان دارد و پس از درگیری با سعید در جیبش آدرس خانه کیت را پیدا می‌کنند. «جک» با کیت تماس می‌گیرد و با هم به تعقیب وکیل می‌روند و او به هتل اقامت مادر «کلیر» می‌رود. جک سعی می‌کند که مادر کلیر را قانع کند اما متوجه می‌شود که او حتی از وجود «آرون» خبر ندارد. چه کسی جز بن می‌تواند چنین زیرکانه کیت را به فرار و بازگشت به جزیره ترغیب کند؟ جک، کیت، سعید و بن روبروی هم قرار می‌گیرند و کمی دورتر «سان» با اسلحه‌ای که «ویدمور» برایش فرستاده به سراغ بن می‌رود.

در جزیره، زمان در فاصله‌های کوتاه تغییر می‌کند. «سایر»، «لاک»، «جولیت»، «فارادی»، «شارلوت» و «مایلز» طبق نظر لاک به طرف ایستگاه ارکید در حرکتند. در یکی از فلش‌ها زمان جزیره به دوماه پیش، زمانی که کیت در حال کمک کردن به کلیر برای به‌دنیا آوردن آرون بود می‌رود. «سایر» تا ساعت‌ها مبهوت دیدن این صحنه می‌شود. دوباره زمان جزیره عقب می‌رود، به زمانی که کشتی محققین فرانسوی غرق شده و روسو و همکارانش به جزیره رسیدند. آن‌ها یک‌نفر را در دریا پیدا کرده و نجات می‌دهند و او کسی نیست جز «جین».

حرف‌های ما:

علاوه بر شارلوت، مایلز و جولیت هم خون‌دماغ می‌شوند. فارادی در جایی از مایلز می‌پرسد آیا مطمئن هست که قبلا در جزیره نبوده؟ پس این اتفاق باید برای کسانی بیفتد که در جزیره زندگی کرده‌اند. دزدیدن «آرون» شباهتی به کاری که «دیگران» در جزیره با بچه‌ها می‌کردند ندارد؟

نگاه سایر به کیت در صحنه به‌دنیا آمدن آرون، یکی از رومانتیک‌ترین بخش‌های این قسمت بود، هرچند که به‌نظر می‌رسد بین سایر و جولیت رابطه‌ی عاطفی در حال شکل گرفتن است. سایر هیچ‌وقت جولیت را با نام مستعار خطاب نمی‌کند.

 امتیاز ما: 3 از 5

 دریافت این قسمت از طریق ed2k:

Lost.S05E04.The.Little.Prince.HDTV.XviD-XOR.avi - 350.86 Mb  


کلمات کلیدی: فصل پنجم ،کلمات کلیدی: قسمت 4 ،کلمات کلیدی: season 5
 
فصل پنجم، قسمت سوم
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱۳  


Jughead

Original US Airdate: 28 Jan 2009

خلاصه این قسمت:

این قسمت از جایی شروع می‌شود که دزموند در جایی که به نظر می‌رسد فیلیپین است به‌دنبال دکتری می‌گردد. پنی باردار است و فرزند خودرا با کمک دکتر در قایق تفریحی به‌دنیا می‌آورد. فرزند پسری به نام چارلی.

حال دزموند همراه پنی و پسرش که بنظر 2 ساله می آید با قایق خود به سمت کشورش انگلیس در حرکت است تا به درخواست دانیل فارادی، مادر او را پیدا کند. دزموند به دانشگاه آکسفورد رفته و اثری از دانیل پیدا نمی‌کند ولی آزمایشگاه او را لاک و مهر شده می‌یابد و اطلاعاتی از دختری بنام «ترسا اسپنسر» پیدا کرده و به‌سراغ او می‌رود و او را بیمار بر روی تخت می‌یابد . دختری که در حالت اغما بوده و گاهی که از این حالت بیرون می‌آید فکر می‌کند دختری سه ساله است. خواهر ترسا خاطر نشان می‌کند که دانیل، ترسا را این‌گونه رها کرده و این آقای ویدمور است که خرج آزمایش‌های دانیل را می‌داده و هم اکنون هم هزینه‌های نگهداری ترزا را می‌پردازد. دزموند یه سراغ ویدمور رفته و آدرس مادر دانیل که هم اکنون در لس‌آنجلس زندگی می‌کند را با تهدید از او می‌گیرد.

اما در جزیره اوضاع مناسب نیست، به‌نظر می‌آید شارلوت حالاتی مانند حالات دزموند (در فصل 4 ) پیدا کرده است و دانیل بسیار نگران است. آن‌ها همراه مایک و دو نفر دیگر در کنار رودخانه با مین‌هایی برخورد می‌کنند که انفجار آن باعث کشته شدن آن دو نفر و گروگان گرفته شدن بقیه توسط افرادی یونیفورم پوش به سرکردگی دختری بلوند می‌شوند. آنها به کمپ پیش ریچارد آلپرت برده می‌شوند. دانیل از ریچارد می‌خواهد که بگذارد به آنها کمک کرده تا بمب هیدروژنی موجود در جزیره را خنثی کند و الا همگی خواهند مرد. دانیل به همراه دخترک بلوند به‌سراغ بمب می‌روند.

از طرفی دیگر همانطور که در قسمت قبل دیدیم دو نفر از یونیفورم پوشان توسط لاک، سایر و جولیت اسیر شده‌اند . آنها به زبان لاتین باهم صحبت می‌کنند بدون آنکه بدانند ژولیت هم به خاطر بودن با «دیگران» این زبان را بلد است. او با آنها صحبت می‌کند که آنها را پیش ریچارد ببرند ولی وقتی یکی از اسرا راضی می‌شود جای دیگران را بگوید توسط دیگری گردنش شکسته شده و دیگری نیز فرار می‌کند. لاک، سایر و ژولیت رد او را گرفته و کمپ را پیدا می کنند. لاک به‌سراغ ریچارد می‌رود تا راه بیرون رفتن از جزیره را از او بپرسد. سایر و ژولیت، فارادی را نجات می‌دهند و در حین صحبت‌های لاک و ریچارد فلش دیگری رخ داده و آنها به زمان دیگری می‌روند اما حال شارلوت بسیار وخیم می‌شود.

حرف‌های ما:

پسر دزموند در جایی با نام Mabuhay (به تابلو دقت کنید) که به‌نظر می آید جایی در فیلیپین است به‌دنیا می آید . جالب است که معنی دیگر این کلمه "زنده شدن"  (Become Alive) هم هست.

در حین صحبتهای لاک و ریچارد معلوم میشود که آنها در سال 1954 هستند، 2 سال قبل از اینکه لاک به‌دنیا بیاید . لاک به ریچارد میگوید که برای باور همه چیز در آینده به ملاقات او بیاید.

شاید یادتان باشد که ریچارد در کودکی به دیدن لاک آمده بود و آن قطبنما را که خود به لاک در قسمت قبل داده بود، به او برای انتخاب نشان داده بود. و در آخر حضور «چارلز ویدمور» جوان در بین افراد ریچارد است.

امتیاز ما: 4 از 5

دریافت این قسمت از طریق ed2k:
Lost.S05E03.Jughead.HDTV.XviD-XOR.avi - 350.76 Mb 


کلمات کلیدی: فصل پنجم ،کلمات کلیدی: قسمت 3 ،کلمات کلیدی: season 5
 
فصل پنجم، قسمت دوم
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٧  


The Lie

Original US Airdate: 21 January 2009

 

خلاصه این قسمت:

پس از درگیری سعید و هرلی با چندنفر ناشناس و تزریق به سعید، سعید از هوش رفت و هرلی در حال رانندگی در خیابان بود که به مانعی برخورد و پلیس متوقفش کرد. اما افسر پلیس «آنا لوسیا» بود. قبلا هم در آسایشگاه هرلی با «چارلی» ملاقات کرده بود. هرلی، سعید را به خانه خودش برد و با کمک پدرش او را به جک رساند. جک، سعید را که بی‌هوش بود به بیمارستان برد و سعید به‌هوش آمد، اما قبل از به‌هوش آمدنش جک ماجرا را تلفنی به بن گفته بود. از طرفی بن به جک گفت که وسایل مورد نیاز خود را جمع کند و عصر به او ملحق شود و به سراغ هرلی رفت. هرلی به توصیه سعید عمل کرد و از دست بن به مأمورین پلیس پناه برد. در جزیره، دوباره همه‌چیز مثل روز اول سقوط هواپیما شده بود. کمپ و وسایل مورد نیاز وجود نداشت و افراد برای آتش افروختن هم به مشکل برخورده بودند. سایر اتفاقاتی که در این قسمت افتاد:

-          ملاقات سان و کیت در هتل سان در لوس‌آنجلس

-          حمله به بازماندگان هواپیما در جزیره

-          سردردهای شارلوت و نشانه‌های سفر در زمان

-          حمله چندنفر به سایر و جولیت در جنگل و نجات آن‌ها توسط جان لاک

-          ملاقات بن با زن جواهر فروش و ...

حرف‌های ما:

این قسمت نکات برجسته و جالبی نداشت. اما مثل همه‌ی قسمت‌های سریال صحنه پایانی یک سؤال در ذهن بیننده باقی گذاشت. ارتباط بن با زن جواهرفروش چه بود. آیا این زن مادر دانیل فارادی بود؟ آیا او رئیس بن بود و چرا بن فقط 70 ساعت فرصت داشت تا این شش نفر را به جزیره برگرداند؟ هنوز مشخص نیست که جزیره در چه زمانی متوقف شده، کسانی که به جولیت و سایر حمله کردند، لباس فرم به تن داشتند که در تاریکی مشخص نبود. آیا آنها افراد پروژه دارما بودند؟

به‌نظر می‌رسد جک، بن، هوگو، سعید، سان و کیت از آن کاراکترهای برجسته فصل‌های قبل خیلی فاصله گرفته‌اند.

امتیاز ما: 3 از 5

دریافت این قسمت از طریق ed2k:

Lost.S05E02.The.Lie.HDTV.XviD-2HD.avi - 350.08 Mb


کلمات کلیدی: فصل پنجم ،کلمات کلیدی: قسمت 2 ،کلمات کلیدی: season 5
 
فصل پنجم، قسمت اول
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٦  


Because You Left

Original US Airdate: 21 January 2009

 

بعد از ماه‌ها انتظار طرفداران سریال لاست، بالاخره یک‌روز پس از شروع دوره جدید ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، فصل پنجم این سریال آغاز شد. برخلاف سایر فصل‌ها که با  معرفی کاراکترهای جدید شروع می‌شد، فصل پنجم بدون «فلش بک» و «فلش فوروارد» و از همان جایی که فصل چهارم پایان یافته بود، شروع شد.

خلاصه این قسمت:

در ابتدای این قسمت، مردی که در ویدیوهای مربوط به پروژه دارما، در مورد دریچه‌ها توضیح می‌داد (دکتر چنگ) دیده می‌شود و گروهی در حال تهیه ویدیو از او هستند و این یعنی: زمان گذشته. مشکلی در ساخت «ارکید» به‌وجود آمده و در میان کارگرانی که مشغول به کار هستند «دانیل فارادی» دیده می‌شود و معنی آن این‌است که فارادی در زمان سفر کرده است و به گذشته بازگشته یا جزیره به گذشته بازگشته.

در آخرین صحنه از فصل چهارم، جک به مردی که در تابوت خوابیده بود نگاه می‌کرد و او کسی نبود جز جان لاک. در این قسمت «بن» از جک می‌خواهد که خود و دوستانش به جزیره بازگردند و جسد «لاک» را هم با خود ببرند و معتقد است دلیل اصلی تمام این وقایع رفتن این شش نفر از جزیره است.

اما پس از ناپدید شدن جزیره، آن‌جا چه اتفاقی افتاد؟ «سایر» و «جولیت» متوجه شدند که کمپ آن‌ها دیگر وجود ندارد. فارادی سعی کرد تا برای آنها راجع به سفر زمان توضیح بدهد و این‌که در حال حاضر آنها در زمانی پیش از سقوط هواپیما هستند. دریچه‌ای که زمانی «دزموند»  را در آن پیدا کردند و منفجر شده بود، دوباره سالم بود. فارادی به «سایر» که به در می‌کوبید تا دزموند را بیرون بیاورد گفت که آن‌ها نمی‌توانند هیچ تغییری در گذشته بدهند. اما فکری به نظرش رسید، یکی از کسانی که در فصل چهارم در زمان سفر می‌کرد، دزموند بود، پس فارادی می‌توانست در  زمان گذشته به او پیامی بدهد تا در زمان حال آن‌را انجام دهد و پیش از این‌که زمان جزیره یک‌بار دیگر تغییر کند، به دزموند فهماند که به آکسفورد برود و مادرش را پیدا کند. از طرفی جان لاک، ریچارد را ملاقات کرد و ریچارد به او گفت برای برگرداندن آن شش نفر و نجات جزیره «جان» باید بمیرد.

سعید و هرلی پس از فراری دادن هرلی از آسایشگاه هنوز توسط کسانی در تعقیبند که مشخص نیست افراد «بن» هستند یا «ویدمور» پدر پنی. دو نفر به خانه کیت می‌‌روند و می‌خواهند از پسرش نمونه خون بگیرند تا مشخص شود که آیا کیت مادر واقعی او است یا نه. پس از این اتفاق کیت به سرعت وسایل خود را جمع می‌کند و همراه «آرون» از خانه فرار می‌کند.

 

حرف‌های ما:

اولین قسمت فصل پنجم با سؤال‌های زیادی پایان گرفت . مهم‌ترین سؤالی که همچنان در ذهن باقی مانده چگونگی سفر در زمان است.

ریچارد به لاک یک قطب‌نما داد و این کار ما را یاد بچگی جان و زمانی که ریچارد برای امتحان او آمده بود انداخت. در آن زمان جان چاقو را به جای قطب‌نما انتخاب کرد. دکتر چنگ و همسرش در زمان پروژه دارما بچه کوچکی داشتند. آیا در آن زمان زنان در جزیره مشکل بارداری نداشتند و حالا آن بچه کجاست؟ آیا «مایلز» کسی که همراه با فارادی و شارلوت به جزیره آمد می‌تواند همان بچه باشد؟ چرا سعید به هرلی گفت که اگر زمانی با بن لاینس برخورد کرد، برعکس آنچه او می‌گوید را انجام دهد؟ تمام این مدت سعید برای بن کار می‌کرد و آدم می‌کشت یا ...؟ چرا سان و ویدمور هدف مشترکشان کشتن بن است. آیا سان بن را مقصر کشته شدن همسرش می‌داند؟ و در نبود جک و جان لاک، سایر و جولیت رهبری گروه را برعهده دارند؟

امتیاز ما: 4 از 5

دریافت این قسمت از طریق ed2k:

Lost.S05E01.Because.You.Left.PROPER.HDTV.XviD-2HD.avi - 349.65 Mb


کلمات کلیدی: فصل پنجم ،کلمات کلیدی: قسمت 1 ،کلمات کلیدی: season 5